داستان کوتاه (جهنم و بهشت)

خرید بک لینک

عشق بورزید وگرنه نابود خواهید شد انتخاب دیگری در میان نیست.(جی پی واسوانی)

فرشته گفت:میخواهی پرده ای از بهشت و جهنم را به تو نشان دهم؟

مرد با خوشحالی گفت: بله خیلی دوست دارم بدانم جهنم و بهشت چه شکلی هستند؟

فرشته او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛

در وسط اتاق ، یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف پر از خورش خوش طمع و لذیذ بود.

افرادی که دور آن نشسته بودند در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند.

چون دسته قاشق ها از بازوهایشان بلندتر بود ، نمیتوانستند قاشق را در دهان خود فرو ببرند و غذا بخورند.

در نتیجه بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. مرد با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد.

فرشته گفت:جهنم را دیدی و اما بهشت، اورا به اتاق بعدی برد و در را باز کرد.

آنجا هم مثل اتاق قبلی بود . یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، اما افراد دور میز، قوی ، شاد و سرحال بودند و با همان قاشق های دسته بلند در دست دائما میخندیدند.

مرد گفت: نمیفهمم!! فرشته جواب داد:ساده است!

میبینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آنها فقط به خودشان فکر می کردند!

..... به راستی جهنم و بهشت را انسانها میسازند؛ با رفتارهایشان...

روزی که در آن محبتی نکرده باشید....

دست کسی را نگرفته باشید....

چیزی را نبخشیده باشید....

آن روز را از دست رفته بدانید..

.......محبت و عشق به مخلوقات خداوند ، شما را همواره زنده نگه میدارد حتی پس از مرگ!

اگر ما آدمها خودخواهی ها را کنار گذاشته و به فکر یکدیگر باشیم..قطعا دنیا زیباتر خواهد شد. به زیبایی بهشت.....

سه واقعیت محض...

ما را در سایت سه واقعیت محض دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: شنبه 25 آذر 1396 ساعت: 11:38

صفحه بندی